محمد حسينى همدانى نجفى

24

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

مىآيد و از حركت و تحول و تكامل وسعت وجودى بيشترى بهره‌اى نخواهد داشت . بدين جهت لازم است كه موجودات جهان به صورت تضاد باشند تا اينكه در اثر تضاد و اختلاف و فعل و انفعال و تأثير و تأثر انواع موجودات مختلف پديد آيند و فقط بدين وسايل جهان بسير و تحول ادامه داده شده و باقصى مرتبه كمال خواهد رسيد . نظام تحول جهان بر اساس اختلاف غرايز و شمايل و تباين و تغاير طبايع و اشكال استوار خواهد بود هم‌چنانكه ببداهت اخلاق و چگونگى خلقيات افراد بشر مختلف هستند بلكه در ادوار زندگى فردى نيز اختلاف رخ خواهد داد هم‌چنانكه در ابدان و اعضاء انسانى اختلاف است و بفرض چنانچه ماهيات موجودات و منحصر به موجودات خير محض بود نظام مختل بوده هرگز بر اساس تحول نبوده و ادامه نخواهد داشت . بالاخره اساس كمال و استكمال موجودات بر اختلاف و تعارض و تأثر و مغايرت عرضى و حركت و تحول و سير طولى استوار خواهد بود . و كريمه وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ 120 هود ناظر به اين حقيقت است كه سيرت افراد بشر و هسته مركزى آنان متفاوت و متباين است هم‌چنانكه موجودات جهان اين چنين است و ماهيات و اختلاف آنها سبب اختلاف حد وجودى و اختلاف آنان و مغايرت حقايق آنها خواهد بود و نظام حركت و تحول نيز بر اختلاف كه سبب تأثير و تأثر و فعل و انفعال و حدوث و تحول جهان است نهاده شده و چنانچه موجودات ماهيت واحده داشته و بالاخره كثرت نوعى و صنفى نداشته باشند دوام و بقاء و تحول جهان امكان ناپذير خواهد بود . به همين قياس سلسله افراد بشر كه لطيفه و محصول نظام خلقت است بايد بر اساس اختلاف مراتب وجودى آنان باشد و ميتوان از آن تعبير باختلاف ماهيات نمود از نظر اينكه اختلاف افراد بشر و مغايرت آنها از يك ديگر بمثابه اختلاف انواع ساير موجودات مىباشد .